کاربر: مهمان خوش آمدید
صفحه نخست  | زندگینامه  | کتاب‌ها  | پژوهش‌ها - مقالات - مصاحبه‌ها  | سخنرانی‌ها   | گالری فیلم  | گالری عکس  | تازه‌ها  | عضویت‌ها
تماس با من> | ورود اعضا | ثبت‌نام

     

نقش پژوهش در توسعه اقتصادی و فناوری

مکان: دانشگاه کردستان

تاریخ: 1390/10/02

توضیحات:

نقش پژوهش در توسعه اقتصادی و فناوری

زندگی ما در نتیجه پیشرفت‌های فناوری ناشی از اختراع چیزهایی که به خواب هم نمی‌دیدیم و با روش‌هایی تولید می‌شوند که به خیال هم خطور نمی‌کند، دگرگون می‌شود و سطح آن پیوسته بالا می‌رود. واضح است که خود پیشرفت فناوری حاصل پژوهش است و علاوه بر آن نیروی کار هم با آموزش‌های بهتری که دیده است (سرمایه انسانی) و مهارت‌هایی که کسب کرده، سهم بزرگی در این ارتقاء سطح زندگی و رشد اقتصادی و اجتماعی در جوامع مختلف داشته است.

آیا پیشرفت‌‌های فناوری در همه مناطق و جوامع به‌طور یکسان رخ می‌دهند؟ تا آن‌جا که به تاریخ و گذشته و دوران معاصر هم مربوط است، این اتفاقات  به‌طور عمده در جوامعی که غرب صنعتی نامیده می‌شود رخ داده است. باید دید که در این جوامع چه چیز منحصر به‌فردی وجود داشته است که جوامع دیگر از آن برخوردار نبوده‌اند و یا هم اکنون هم برخوردار نیستند؟

نیتان روزنبرگ دانشمند اقتصادی معاصر، موفقیت‌های توام با رشد غرب را برخاسته از اختراع فناوری خاصی نمی‌داند، بلکه ناشی از ایجاد فضای اجتماعی می‌داند که در آن نوآوری  به‌طور مستمر صورت گرفته است. یعنی در جوامعی که در قلمرو اقتصاد، آزادی‌ها و انگیزه‌‌های لازم را برای پژوهش و انجام تجربه‌هایی در توسعه محصولات جدید و متنوع، در روش‌های ساخت و شیوه‌های سازماندهی کار، در روابط و مناسبات بازار، در حمل و نقل و ارتباطات، و در مناسبات بین سرمایه و کار، فراهم کرده است.

تصمیم‌سازی به اطلاعات و تجزیه و تحلیل نیاز دارد. جمع‌آوری و پردازش اطلاعات امکان تجزیه و تحلیل را به کمک انضباط‌های مختلف علمی به ما می‌دهد و به سیاست‌گذاری پایه و مایه‌ای علمی می‌بخشد- به ‌این معنا ‌که با اجرای هر سیاستی چه باری و چه آثاری به‌وجود می‌آید.

آن‌چه که در اقتصاد‌های پیشرفته امروز فرآوری می‌شود به‌جای نهاده‌های سنتی که در تولید کالاو خدمات به‌کار می‌رفت، اطلاعات است به‌عبارت دیگر اطلاعات نه تنها در فرآیند تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری اهمیت دارد، بخش قابل توجهی از محرک‌ها و مولدهای رشد تولید هم به‌شمار می‌رود.

در ایالات متحده، اقتصاد رقومی که در برگیرندهٔ سخت‌افزار و نرم‌افزار کامپیوتر و تله‌کام است در دهه گذشته معادل 8 درصد تولید ناخالص داخلی آن کشور بود و حدود 35 درصد از رشد واقعی GDP نیز از این بخش به‌وجود می‌آمد. سهم بخش اطلاعات در کل جهان نیز بین 3 تا 4 درصدGDP جهان بود.

امروزه عامل اصلی تولید دانایی است نه سرمایه یا مواد اولیه- ویژگی اقتصاد دانائی برخلاف اقتصاد‌های مبتنی بر نهاده‌های سنتی کار و سرمایه در این است که هر اندازه دانایی در فعالیت‌ها اضافه شود، تولید به‌میزان بیشتری افزایش پیدا می‌‌کند (اقتصاد بازده صعودی). جهان ما به جهان بازده صعودی تبدیل می‌شود. کشورهایی که با مواد خام و اولیه سر و کار دارند و اقتصادشان بیشتر متکی بر صادرات مواد اولیه و خام مانند نفت یا محصولات کشاورزی است، به‌جهان بازده نزولی تعلق دارند و هر قدر تلاش کنند و هر اندازه در این چارچوب موفقیت کسب نمایند، تنها ممکن است جایگاه‌شان را در همان پله و مرتبه‌ای که هستند حفظ کنند و دیگر برای صعود از پله‌های پیشرفت اقتصادی- اجتماعی، توان یا سرعت کافی ندارند و در نتیجه قادر به کم کردن فاصله خود با دنیای پیشرفته نخواهند بود. در جهان بازده صعودی بسیاری چیزها عوض می‌شوند و این تنها دانایی نیست که جای سنگ آهن و نفت خام را می‌گیرد، بلکه سازمان‌دهی‌ها هم عوض شده و سلسه مراتب سازمانی هرمی و عمودی به‌صورت مسطح و افقی در می‌آید، لایه‌های ارتباطی کاهش پیدا می‌کند، رییس جای خود را به مدیر می‌دهد، سلطه و اقتدار جایش را به حسن نیت می‌دهد، ترس جایش را به عشق می‌دهد و من جایش را به ما می‌دهد.

در چنین دنیایی، یادگیری‌ مبنای دانایی است. یادگیری فرایندی است که ضمن آن چیزهایی بر ما مکشوف می‌شوند که قبلاً نمی‌دانستیم و یا کارهایی را می‌توانیم انجام دهیم که قبلاً از آن عاجز بودیم. یادگیری را اگر افزایش توانایی برای انجام اقدامات مؤثر تعریف کنیم، از دو راه حاصل می‌شود:

الف) کسب مهارت یا دانش چگونگی- یعنی کسب توانایی فیزیکی و عملی انجام کار،

ب) کسب دانش چرایی، یعنی به‌دست آوردن توانایی درکِ مفهومی از یک تجربه، یعنی قدرت تحلیل اتفاقات، رخدادها و مناسبات.

اگر این دو نوع دانایی یا این دو جزء تشکیل‌دهندهِ دانایی، توامان حاصل شود، یادگیری به دانایی تبدیل می‌شود و در نتیجه انباشت این دانایی‌های کامل است که رشد، توسعه و پیشرفت به‌بار می‌آید.

بهترین جایگزین نفت در اقتصاد ایران، دانایی است. این دانایی چگونه حاصل می‌شود؟ از پژوهش و پژوهشگری حاصل می‌شود. پژوهشگری به‌صورت نهادینه از دانشگاه سرچشمه نمی‌گیرد. بهترین شیوه تربیت  و پرورش پژوهشگر از کودکستان است. کودک را با باید یاد داد به‌جای دیدن، نگاه کردن بیاموزد، دقیق شدن روی آن‌چه که در اطراف خود می‌بیند. در کودکی یادگیری نگاه دقیق کردن، در دبستان آشنایی با حوزه‌های مهم علم، در دبیرستان یادگیری علوم پایه و آشنایی با روش‌شناسی هر علم، و در دانشگاه یادگیری متدو متدولوژی علم. یکی از مهم‌ترن مهارت‌هایی که دانشجو در دانشگاه‌ها کسب می‌کند، پژوهشگری است. پژوهش، پلی است که دانشجو را از دانشگاه به فعالیت در زمینه‌های مختلف زندگی و کار وصل می‌کند. به گفته «مارک تواین» قورباغه‌ها در جویبارهای دانشگاه برخلاف قورباغه‌های مزرعه، از روی نُت آواز می‌خوانند.

با یادگیری پژوهش در دانشگاه، دانشجو اعتماد به نفس لازم را از باب مهارت و توانایی خویش پیدا می‌کند و برای حضور در بازار کار آماده می‌شود. به گفته «خورخه لوئیس بورخس» آن‌چه دانشگاه‌ها باید در اختیار جوان قرار دهند به‌طور خلاصه این است: گفت‌وگو، بحث، هنر موافقت کردن و آن‌چه از همه مهم‌تر است، هنر مخالفت کردن.

کسب دانش و مهارت پژوهشی، می‌تواند در توسعه تکنولوژیکی در همه سطوح ملی، بخشی و بنگاهی به پیشرفت جامعه یاری رساند. توسعه هماهنگ چهار پایه تکنولوژی: ماشین‌افزار، سازمان‌افزار، اطلاعات‌افزار و انسان‌افزار را پژوهش به تحرک وا می‌دارد و پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی به‌بار می‌آورد. هرگاه حساسیت‌های پژوهشی در دانش‌آموزان و دانشجویان پرورش داده شود و در طول دوران آموزش و به‌طور کلی در زندگی آن‌ها این حساسیت تعبیه شود، جامعه به‌سوی ترقی و تعالی خواهد رفت. چنان‌که کنفسیوس گفته است: تکرار بکارید، عادت برداشت کنید و فرهنگ درو کنید. راز پیشرفت صنعتی در همان پرسه‌زدن‌ها در دنیای تکرارها و عادت‌ها و فرهنگ‌هاست. ما هم باید مرتباً مفاهیم، عادات و فرهنگ‌های حاکم بر فضا و بستر تصمیم‌گیری و اجرا و مدیریت سازمان‌ها و بنگاه‌های خودمان را بازبینی کنیم و با ایده‌پردازی نوین، افق‌های متفاوت فردا را سریع‌تر و پویاتر از هر زمانی در گذشته، به‌روی خود و محیط‌مان باز کنیم.

مشابهت‌هایی بین پژوهش و ورزش یا بهتر است بگوییم بین پژوهشگر و ورزشکار وجود دارد. همان‌طور که اهالی ورزش تنها با مطالعه و گذراندن دوره‌های دانشگاهی در زمینه‌‌های نظری ورزش (قواعد شنا، ژیمناستیک، کشتی و ...) شناگر، ژیمناست، کشتی‌گیر و ... نمی‌شوند، اهالی علم نیز صرفاً با گذراندن موفقیت‌آمیز دوره‌‌های دانشگاهی، عالم ممکن است بشوند ولی پژوهشگر نمی‌شوند. پژوهشگر کسی است که شهامت بکارگیری دانش خود، در شکافتن یکی از حوزه‌های علمی یا حل یکی از مشکلات زندگی بشر را داشته باشد و در آن زمینه‌ها تجربه کند.

تحقیق و توسعه یکی از فعالیت‌‌های اساسی در اقتصاد دانایی است و موجب درونی‌شدن دانایی در بخش‌های اقتصادی- اجتماعی می‌شود. کارکرد اصلی تحقیقات در دنیای جدید، نوآوری است که موجب تحول در فعالیت‌های اقتصادی می‌شود. یکی از ویژگی‌های تحقیق و توسعه در ایران، این است که تحقیق و توسعه به نوآوری تبدیل نمی‌شود. نظام تحقیقات  و فناوری در ایران برای تبدیل فکر (ایده)‌ها به محصولات، ناکارآمد است.

انگیزه‌‌های اولیه برای مشارکت گسترده بخش خصوصی در تحقیق و توسعه کم است بنابراین سرمایه‌گذاری در این بخش، امکان گسترش مورد نظر و مورد نیاز را فرهم نمی‌کند. ساز و کار لازم برای تجاری کردن نتایج تحقیقات در کشور وجود ندارد. از این‌رو از ظرفیت‌های پژوهشی در اقتصاد بهره‌برداری کاملی به‌عمل نمی‌آید.

در سطح بالا، نهادهای مسئول برنامه‌ریزی کمک و نظارت پر پژوهش‌ و انجمن‌های علمی و پژوهشی وجود دارد که متأسفانه آن‌ها به جای کمک به انجمن‌های علمی و پژوهشی در تأمین دست کم هزینه‌های ثابت‌شان،سعی دارند انجمن‌هایی را که پایه‌گذار نهضت پژوهشی جدیدی در کشور هستند و هنوز بازاری برای خدمات پژوهشی آن‌ها در کشور به‌وجود نیامده است، در تنگنای مالی قرار دهند در حالی‌که سالانه منابع بودجه‌ای کلانی برای کمک به پژوهش‌های علمی در اختیار آن‌ نهادها قرار می‌گیرد.

واحدهای تحقیق و توسعه برای بسیاری از مدیران، هم‌چون جعبه سیاهی است که پول در آن سرازیر می‌شود ولی به ندرت محصول جدیدی از آن خارج می‌شود. یک مطالعه نشان داد که تنها 5 درصد هزینه‌های تحقیق و توسعه، موفق به ایجاد محصولات جدید می‌شود. حتی بعضی از بزرگترین موفقیت‌ها مانند اجاق‌های مایکرو ویو بدون کمک تحقیق و توسعه حاصل آمده است.

یکی از مشکلات تحقیق و توسعه این است  که چرخه عمر محصول و نتیجه آن چنان به سرعت کاهش یافته است که تکنولوژی‌ها سریع‌تر از همیشه به بلوغ می‌رسند، در نتیجه مزیت رقابتی که از یک جهش تحقیق و توسعه به‌دست می‌آید، معمولاً عمر کوتاهی دارد. کمپانی Sony توانست بازار  Camcorderرا تنها 6 ماه بعد از عرضه آن به بازار در سال 1989، برای خود حفظ کند.

در تحلیل عوامل مؤثر بر پژوهش، پاره‌ای معتقد به اهمیت نقش و درجه تعیّن بالای عوامل مالی هستند و عده‌ای دیگر عوامل غیرمالی را تعیین کننده می‌دانند. بخش خصوصی در ایران به دلایل مختلف به امر پژوهش بی‌اعتناست و انگیزه‌‌ای برای سرمایه‌گذاری در پژوهش نداشته است. یکی از دلایل عمده این بی‌اعتنایی، فقدان رقابت به اندازه کافی در بازارهای داخلی است که خود نتیجه سیاست‌های درون‌گرا و اتخاذ استراتژی جایگزین  واردات بوده است. در چارچوب این استراتژی، تولید‌کننده داخلی سال‌های طولانی به‌ویژه در بخش صنعت، از حمایت کافی برخوردار بوده است و برای فروش محصول تولیدی خود با محدودیت‌ها و الزامات ناشی از رقابت رو به رو نبوده است و در چنین شرایطی، هزینه کردن برای پژوهش را کاری غیر ضروری می‌دانسته است.

تأمین مالی پژوهش‌‌ها در ایران اساساً دولتی است به‌طوری که حدود 91 درصد در بخش دولتی و تنها کمتر از 10 درصد آن در مؤسسات غیردولتی صورت می‌گیرد. هزینه‌های تحقیق و توسعه در بیشتر کشورهای جهان، هزینه جاری است و سهم هزینه‌های سرمایه‌ای بین 8 تا 20 درصد است و به ندرت از 30 درصد تجاوز می‌کند. در حالی‌که در ایران بخش عمده هزینه‌های پژوهشی در سازمان‌ها و نهادها، صرف هزینه‌های ساختمانی و اداری می‌شود.

مطالعات متعدد حاکی از آن است که سرریز آثار تحقیق و توسعه وجود دارد و حجم آن هم بسیار زیاد است و هم‌چنین نرخ بازده اجتماعی تحقیق و توسعه بسیار بالاتر از نرخ‌های خصوصی است. تخمین‌های به‌عمل آمده در مورد نرخ بازده تحقیق و توسعه معادل 30 درصد و بیشتر است. در نظریه نئوکلاسیکی رشد، هزینه‌های تحقیق و توسعه، شکل دیگری از هزینه های سرمایه‌ایی و سرمایه‌گذاری است.

قانون اقتصادی عرضه و تقاضا در مورد پژوهش هم حاکم است. موفقیت نسبی آموزش در قیاس با پژوهش در ایران از دیدگاه قانون بازار را می‌توان چنین تفسیر کرد که بازار تقاضا و فروش خدمات آموزشی با هر قیمت و هر کیفیتی، از توسعه بیشتری برخوردار بوده و امر پژوهش را که نسبتاً فاقد متقاضی و بازار فروش است، تحت الشعاع خود قرار داده است.

پژوهش در کشور در زمینه‌هایی که تقاضا برای آن زیاد و حیاتی بوده و نتایج ملموس هم داشته‌اند، گسترش بیشتری پیدا کرده و برای توسعه آن و رسیدن به نتایج نهایی سرمایه‌گذاری قابل توجهی نیز صورت پذیرفته است. به‌عنوان نمونه در امر بهداشت و درمان در زمینه‌هایی پژوهش موفق بوده که در کوتاه‌مدت حیات و سلامت انسان به مخاطره افتاده است: طرح مبارزه و ریشه‌کنی مالاریا، واکسن‌سازی و سرم‌سازی رازی و انستیتو پاستور ایران.

ترس از علم، چیز جدیدی نیست. هشدار نسبت به خطرات علم دست‌کم به قدمت تورات است که در آن «آدم» به خاطر انجام یک پژوهش بر روی میوه درخت دانایی، دچار عواقب سختی شد. تنها در قرن بیستم است که پیشرفت‌های علمی، بشریت را با قدرت تخریب کامل خویش روبه‌رو کرده است: بشر یا ملت ها در گذشته هرگز قادر به انجام تهاجم وسیع از فاصله‌های دور بدون به خطر انداختن سربازان خودی نبوده‌اند. در گذشته هرگز یک جنگ بین دو گروه یا بین ملت‌ها نمی‌توانست به انهدام کل نوع بشر بیانجامد. اما تکنولوژی در خدمت بشر هم دستاوردهای عظیمی داشته است. در مقابل آن تهدیدها و جنبه‌های تخریبی، در همین قرن بیستم بود که تکنولوژی یعنی ثمر مادی پژوهش علمی، طول عمر بشر را دو برابر کرد و در بسیاری از بخش‌های جهان، سطوح غیر منتظره‌ای از سلامت، آسایش و فرصت را فراهم آورد.

یکی دیگر از دستاوردهای پژوهشی، پژوهش در آینده است. امروزه بیشتر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه از بیم خطرات و تهدیدها و حوادث غیر منتظره و هم‌چنین برای بهره‌برداری از فرصت‌های احتمالی آینده، اقدام به آینده پژوهی می‌کنند. آینده‌پژوهی و آینده‌نگری دارای زیرمجموعه‌های مهمی مانند برنامه‌ریزی توسعه در آینده‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت، آمایش سرزمین و طرح‌های جامع توسعه است که در سطح ملی، در بخش‌ها و حوزه‌های کلیدی و یا در مناطق و استان‌های عقب‌مانده انجام می‌شود.

«آینده پژوهی» یا «Futures Study » به یکی از حوزه‌های پژوهشی مهم و رایج در دولت‌ها و بنگاه‌هایی که آینده‌ایی برای خود تصور می‌کنند و تنها اسیر زمان حال نیستند تبدیل شده است. آینده پژوهی علاوه بر شناخت آینده‌های ممکن، تلاشی است برای تعیین تکلیف اقدام‌های امروز. اگر در نتیجه آینده پژوهی تصویری برای آینده ترسیم می‌شود، مهم‌ترین اهمیتی که این کار دارد این است که بدانیم در شرایط حال چه باید بکنیم نه این‌که بعداً قرار است به کجا برسیم. هدف آینده پژوهی، پیش‌بینی آینده محتوم نیست بلکه هدف روشن کردن اقدام‌های کنونی در پرتو آینده‌های ممکن است. به این ترتیب می‌توان گفت که نقش پژوهش، چه پژوهش‌هایی که در حوزه‌های مختلف علمی، اقتصادی و اجتماعی انجام می‌شود، و چه پژوهش‌هایی که به‌طور مستقیم با آینده سر وکار دارند (آینده‌پژوهی و چشم‌انداز) پلی است به آینده بشر و جوامع مختلف بشری.

بایزید مردوخی



19:40 ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۱ آذر